|
|
با تشکر از
ایران استار از برای چاپ این مقاله
October 25, 2013
اگر شما کاندیدا ها نتوانید بحرانی به این کوچکی را مهار کرده و رهبری این حرکت را در جهت مثبت که همانا همت، حمایت، همبستگی عمومی، تشویق مردم برای شرکت در رای گیری و انتخابات میباشد، به دست بگیرید، چگونه توقع دارید که من رای دهنده شما را برای سمتی مهمتر در سطحی عظیم تر انتخاب نمایم؟
اگر شما کاندیدا ها، آنجائی که فرد ثالثی در جهت منافع شما حرکتی انجام میدهد، و یا سخنی به زبان می آورد که میدانید به ضرر جامعه میباشد سکوت اختیار میکنید، و آن فرد را متوجه عواقب آن موضوع نمی نمائید، و یا از آن حرکت و آن افراد فاصله نمیگیرید، چگونه انتظار دارید که حامیان شما اعتماد خود را نسبت به شما حفظ کرده و پا به پای شما در این فعالیت گروهی شرکت نمایند؟
چرا نباید به جای تعریف و تمجید، مقایسه و تاکید بر ارجحیت خود ، اولین نفری نباشید که دست دعوت و همکاری بسوی دیگر کاندیدا ها دراز کرده و شروع به وجود آوردن آگاهی و اطلاع رسانی از نحوه رای گیری، جزئیات انتخابات، بررسی و پیاده نمودن یک خط مشی و استراتژی در جهت بر خورد مفید تر و استفاده موثر تر از شرایط و امکانات موجود باشید؟
چرا نباید دغدغه خاطر شما و هدفتان همانند هدف تک تک افراد جامعه، که فرستادن یک ایرانی به پارلمان فدرال است، نباشد؟ بخوبی بر این امر واقف هستید که فقط یکنفر انتخاب خواهد شد، پس چرا نباید با این واقعیت از هم اکنون روبرو شده و با توجه بیشتر کردن براهداف جمعی، به نحوی عمل نمائیم که که در پایان کار، تک تک شما کاندیدا ها و کل جامعه موفق و پیروز باشند؟
بیائید دست ها را به هم دهیم، پوستر های تک نفری را به عکسهای گروهی تبدیل کنیم و دیگر سخن از فرد نگوئیم. بیائید موضوع اصلی کلیه حرکاتمان، تشویق و ترغیب افراد در حضور در صحنه های سیاسی کشور و شرح و بحث پیرامون مزایای آن کنیم. بیائید به آنچه که شاید امروز خواب و رویا مینماید آنچنان ایمان بیاوریم که تبدیل به واقعیت و حقیقیت فردای ما گردد. بیائید موقعیتی را بوجود بیاوریم و به نحوی عمل کنیم که باعث تعجب و تحیر دیگران، و نشان دهنده رشد اجتماعی جامعه ایرانی ما باشد. بیائید با بوجود آوردن یک جامعه هماهنگ و همسو، پایه های اتحاد را قوی تر نموده و الگوئی از برای هم میهنان باقی مانده خود در وطن باشیم. نشان دهیم آنجائی که آزادی و دموکراسی وجود دارد، میتوانیم مانند انسان های متمدن، در امور اجتماعی از منافع فردی بسادگی گذشت کرده و در جهت منافع جمعی حرکت نمائیم.
بیائید در مرحله اول فقط در تشویق افراد از برای شرکت در انتخابات فعالیت کنیم. بیائید در فرصت مناسب، آن زمانی که حس میکنیم وقتش رسیده، خود قاضی القضات شویم و بی نیاز از تشخیص شخص و یا اشخاص دیگر، خود بسنجیم که شانس پیروزی کدام یک از کاندیدا ها در انتخابات، با در نظر گرفتن ذوق و سلیقه کلیه افرادی که در حوزه مربوطه حق رای دارند، بیشتر بوده و به نفع دیگری کناره گیری نمائیم. در غیر اینصورت با انتخاباتی نمادین، کاندیدای مورد قبول اکثریت را شناسائی و همگی به حمایت آن اقدام نمائیم.
این نحوه تفکر و عمل هر چقدرهم که رویائی و غیر واقعی بنماید، مگر نه همانیست که انتظارش را از انسان های کامل داریم؟ شاید که ارزش آنرا داشته باشد که لحظه ای در آن درنگ کنیم، و چه بسا همان یک لحظه نوری را در دلمان روشن سازد و آغازی نو از برای فردای ما باشد.
میدانید و میدانیم که، نتایج این انتخابات به تک تک آرای رای دهندگان بستگی دارد. هر چقدر تعداد ایرانیانی که در این انتخابات شرکت کنند بیشتر گردد، شانس انتخاب یک کاندیدای ایرانی بیشتر خواهد شد. پس چرا نباید از آغاز به این عامل اصلی و مهم توجه نکرده و به عواملی بپردازیم که جنبه جانبی دارند. بخصوص اگر بیم آن باشد که با پا فشاری و زیاده روی در آنها باعث دلسردی، بی تفاوتی و بی اعتمادی رای دهندگان به کاندیدا ها و انتخابات باشد.
با اینکه بیش از صد و پنجاه هزار ایرانی در انتاریو زندگی میکنند، جامعه ما همانند دهکده ای کوچک با تعدادی محدود رسانه های خبری، فعالان اجتماعی و عدم حضور موثر در صحنه های سیاسی کشور، باقی مانده است. از این رو افراد فعال و برجسته، رسانه ها ، سازمان ها و گروهائی که در جهت منافع جمعی حرکت میکنند، به خوبی برای همه شناخته شده میباشند. اکثر کاندیدا ها و بخصوص سه کاندیدائی که از حوزه ویلودیل خود را معرفی نموده اند، از این نوع افراد بوده و از فعالین جوان، خوشنام، و تحصیلکرده در سطح بالا میباشند. باید اعتراف نمود که در این شرایط، انتخاب یکی از آنها از طریق مقایسه مشخصات فردی آنان بسیار دشوار میباشد. باید قبول نمود که اگر انتخابی هم صورت گیرد بیشتر استوار بر دلایل روانی و سلیقه ای رای دهنده خواهد بود. ازهم اکنون میتوان مشاهده نمود که اکثر افراد یا انتخاب قطعی خود را کرده و یا برایشان مشخص شده که بیشتر به کدام کاندیدا تمایل رای دادن دارند.
متاسفانه این گرایش و تمایل را در یکی از رسانه ها بخوبی میتوان دید. به جای نقد، بررسی و یاری افراد جامعه در فهم و درک این جریان، با فراموشی مسئولیت حرفه ای و زیر پا گذاشتن عرف اجتماعی و اخلاقی، از هم اکنون به صورت علنی و واضح، دست به حمایت از کاندیدای خاص و برگزیده خود نموده است. چه انتظاری را میتوانیم که از این چنین عمل، و نتایجی را که در اذهان و افکار جامعه بوجود خواهد آورد، داشته باشیم؟ جز آنکه نظریات جامعه نسبت به آن رسانه و یا بطور کلی رسانه های فارسی زبان از آنی هم که هست بد تر شده، به آن کاندیدا و کاندیدا های دیگربدبین، و چه بسا در اذهان عمومی تصویری تاریک تر از کل جامعه بوجود آورده و آنها را به طور کلی از هر گونه فعالیت اجتماعی، بخصوصی سیاسی، بیزار کند.
شک نیست زمانی که رقابت بر امورغلبه میکند، خواسته و ناخواسته به طرف حرکاتی کشیده خواهیم شد که باعث شکست، شرمساری و پشیمانی ما در آینده خواهند بود. حرکاتی که نه فقط صلاحیت، بلکه انسانیت آن کاندیدا و یا کاندیدا هائی را به زیر سئوال میبرد، که شاهد این امر بوده و به علت ذینفع بودن خود، یا که مهر سکوت بر لبان زده و یا به صورت فعال و موثر در آن حرکات مشارکت هم مینمایند. پر کردن صفحات نشریات از اعلامیه ها و عکسهای یک صفحه ای، از خود و آنچه کرده های خود و منم منم کردن های مکرر، هر واقعه اجتماعی را بهانه ای از برای گرفتن عکس و نوشتن مقاله، سوء استفاده از شهرت و خوشنامی دوست و آشنا و اقوام، دادن پیشنهاداتی که فقط هدف بهره برداری سیاسی در آنها میباشد، شما کاندیدا ها و ما رای دهندگان و کل جامعه را به کجا میتواند ببرد؟
متاسفانه اینطور به نظر میاید که بزرگان و افراد سرشناس و فعالین اجتماعی جامعه، مشاورانی خوبی برای کاندیدا ها نبوده و به جای آنکه حضور این تعداد کاندیدا را نشانه ای مثبت از رشد جامعه دانسته، و سعی در بهره برداری از آن در جهت منافع کامیونیتی نمایند، یا به جانبداری از یکی از نامزدها، یا به بر قراری گردهمائی های خصوصی و پنهانی در جهت رسیدن به اهداف و باور های خویش سوق میدهند. بد تر از همه آنهائی که به نظر میاید هدفشان فقط بوجود آوردن نقاق و تفرقه در جامعه میباشد، فرصت را مناسب دیده که بی مهابا به هر سو یکه تازی نمایند.
|
Last Edited 20/04/2015 - For all comments on this site info@signandprint.ca |